تعداد کل بازدید : 17207

  بازدید امروز : 6

  بازدید دیروز : 0

همه چیز از یک اداره

 
[ و روایت شده است که حضرتش روزى میان یاران خود نشسته بود . زنى زیبا بر آنان بگذشت و حاضران دیده بدو دوختند . پس فرمود : ] همانا دیدگان این نرینگان به شهوت نگران است و این نگریستن موجب هیجان . پس هر یک از شما به زنى نگرد که او را خوش آید با زن خویشش نزدیکى باید ، که او نیز زنى چون زن وى نماید . [ مردى از خوارج گفت خدا این کافر را بکشد چه نیک فقه داند . مردم براى کشتن او برخاستند ، امام فرمود : ] آرام باشید ، دشنام را دشنامى باید و یا بخشودن گناه شاید . [نهج البلاغه]
 
نویسنده: یکی نه زیاد مثل بقیه! ::: سه شنبه 88/2/8::: ساعت 3:15 عصر

سلام.

این روزها آقای رییس روزهای بدی رو می گذرونن! و بالطبع وقتی رییس مجموعه ناخوش احوال باشه، مجموعه هم بالاخره بی نصیب نمی مونه. به خصوص این که ناخوش احوالی رییس به علت مشکلات و مسایل اداره ست.

متاسفانه ایشون بیش از حد به حرف های همه اهمیت می دن! منظورم این نیست که باید بی اهمیت باشن؛ اما بالاخره ایشون چند ماهی بیشتر نیست که ریاست اداره رو به عهده دارن و حالا مونده تا دوست و دشمن رو بشناسن و بدونن در پشت حرف ها و حرکات هرکس چه غرض یا مرضی نهفته ست!

یک اخلاق خوب یا شاید بد ایشون اینه که دوست ندارند کمترین حرفی در مورد کوچک ترین و کم اهمیت ترین موضوع اداره از زبان کسی شنیده بشه. خب در اداره ها هم که این، یک موضوع عادیه و بعضی از کارمندها اگر حرف نزنند و شکایت یا خدای نکرده غیبت نکنند که روزشون شب نمی شه!!! اما ایشون بسیار به این موضوعی که نمی شه در برابرش ایستاد بسیار حساس شدن. به طوری که با شنیدن کوچک ترین حرف و حدیثی روششون در اون زمینه تغییر می کنه.

به نظرم یکی از آفات بزرگ مدیریت همین نوع نگاه و رفتار باشه.

دعا کنین بتونم در این زمینه باهاشون صحبت کرده و قانعشون کنم. ان شاءالله.